علیرضا آذر
-
تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 21:39
برف و کولاک زده راه خراب است مرو
شروع تازه
-
تاریخ: 1398/12/5 ساعت: 3:26
یه حس خاص یه خوشجالی ملس ته دلم واس شغل جدیدم خدایا کی 20 شهریور میشه؟؟
ارشد 97
-
تاریخ: 1398/12/5 ساعت: 3:26
سردرگمم از کجا شروع کنم یکی بیاد کمککککککککککک
من باید برم...
-
تاریخ: 1398/12/5 ساعت: 3:26
سرکار می رم این روزا ارشد رو هم تصمیم گرفتم پنج شنبه مدرسان شریف شرکت کنم خدایا کمکم کن..میدونی چقد داغونم...خرابم امیدم به ارشد....
خیلیها
-
تاریخ: 1398/12/5 ساعت: 3:26
چقدر خوبه که یه سریا دیگه تو زندگیمون نیستن.... مرسی بابت این که گورتون رو گم کردید. :)
مدرسان
-
تاریخ: 1398/12/5 ساعت: 3:26
رتبم از 96 شد 61 خوشحالم بخاطر این پیشرفت کوچولو ^_^ الهی شکرت
عشق
-
تاریخ: 1398/12/5 ساعت: 3:26
بهار اومده من من عاشق هستم نمیدونم سرانجامش چی میشه
اشدم97
-
تاریخ: 1398/12/5 ساعت: 3:26
دیروز صب ارشد دادم بد نبود اما قبول نمیشم از مهر بیشتر تلااش خواهم کرد :)
من
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 15:06
فردا میرم میرم یه شهر دور دور به اندازه 17 ساعت اما دیگه آخرشه به امید خدا....دیگه آخراشه + تاريخ پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۶ساعت 22:58 نويسنده زهـــــــرا |
کافه پیانو
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 15:06
کتاب کافه پیانو رو دارم می خونم تا اینجا که نثر فوق العاده و روانی داشته نکات عاشقانه ظریف،عمیق و تاثیرگذار + تاريخ چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:49 نويسنده زهـــــــرا |
شروع یک من
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 15:06
وقتی تقریبا اول راهنمایی بودم وارد دنیای وب شدم با کارت اینترنت و اون صدای تنق تنق دلنشینش :) اما زمستان 92 بود نمیدونم شاید هم پاییز 92 که برای اولین بار یه وبلاگ درست کردم و این وبلاگ بود. کلی زمان گذشت و بارها ادرس عوض کردم،یه مدت هم اصلا نمی نوشتم اما می خوام بازهم شروع کنم اینجا جایی هست که کام...
کتاب/رگ
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 15:06
کتابِ خونم کم شده هیچی برای خوندن ندارم شنبه غروب بعد امتحان تمام سعیمو می کنم که برم و بخرم اینا تو صف هستن : پاییز فصل آخر سال است کاش کسی جایی منتظرم بود و یه شعر از فاضل نظری که جلدش سبز بود :) + تاريخ سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:21 نويسنده زهـــــــرا |
ارشد زیبا
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 15:06
یکم باید بیشتر فکر کنم و برنامه ریزی دقیق احتمالا از آبان ماه مدرسان شریف ثبت نام کنم باید تهران قبول بشم باید برم بااااااااااید برم + تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:31 نويسنده زهـــــــرا |
قائم
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 15:06
تخفییف امروز شهر کتاب کلیییی بهم چسبید! ^_^
مَرد
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 15:06
انگار مردم واس زنده بودن دارن جون می کنن همه دارن از رگ و ریشه مایه میذارن که زنده بمونن نمونش اون آقایی که با ماشین خراب پیکان مسافر کشی می کرد،وقتی سوار شدم دیدم عصا کنار فرمونشه و فقط یه پا داره... + تاريخ یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 12:46 نويسنده زهـــــــرا |
فارغ التحصیلی
-
تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 15:06
از عمق وجود خوشحالم.... با تمام سلول های بدنم خوشحالم... دوشنبه فارغ التحصیل شدم..♥♥♥یه جشن بزرگ و عالیییییییییی چهارشتبه هفته دیگه هم از اینجا میرم....برای همیشه میرم الهی شکرت + تاريخ چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:27 نويسنده زهـــــــرا |